|
السلام علیک یا اباعبدالله آنچه در سوگ تو ای پاک تر از پاک گذشت نتوان گفت که هر لحظه چه غمناک گذشت چشم تاریخ در آن حادثه ی تلخ چه دید که زمان مویه کنان از گذر خاک گذشت سر خو رشید بر آن نیزه ی خونین می گفت که چه ها بر سر آن پیکر صدچاک گذشت حر ازاده شد از چشمه ی مهرت سیراب که به میدان عطش پاک شد و پاک گذشت آب شرمنده ی ایثار علمدار تو شد که چرا تشنه از او این همه بی باک گذشت بر تو بستند اگر آب سواران سراب دشت دریا شدو آب از سر افلاک گذشت باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عذاب و چه ماتم است ایام سوگواری سالار شهیدان را تسلیت عرض می کنم. التماس دعا
هوالشهید سلام بر شهادت مایه ی امید حیات عاشقان و نزدیک ترین راه رسیدن به محبود سلام بر شهید توفیق یافته ای که خدا بر او منت نهاد و شهادت را نصیبش کرد سلام بر مخلصانی که مصداق آیه ی شریف (فمنهم من ینظر)ند و آرام و خاموش و بی صدا برای خدا کار میکنند و کسی را نمیشناسند سلام بر غم چیزی که انسان را میسازد سلام بر رنج چیزی که ارام کننده و تعادل بخش انسان است گویند معلم پرهیزکار شهید چمران گفته است شخصیت هر کس بستگی به مقدار غم و اندوه او دارد البته نه غمی که برای مال دنیا و امثال ان باشد غم غربت غم انتظار غم مهجوری از حق ...غم راستین است التماس دعا
زندگی را به تمامی زندگی کن در دنیا زندگی کن بی آنکه جزئی از ان باشی همچون نیلوفری باش در آب زندگی در آب بدون غرق شدن در آب زندگی به موسیقی نزدیک تر است تا به ریاضیات ریا ضیات وابسته به ذهن اند٫ و زندگی در ضربان قلب ابراز وجود می کند زندگی سخت ساده است خطر کن وارد بازی شو چه چیز از دست می دهی؟ با دست های تهی آمدهایم و با دست های تهی خواهیم رفت نه چیزی نیست که از دست بدهیم فرصتی بسیار کوتاه به ما داده اند تا سر زنده باشیم تا ترانه ای زیبا بخوانیم و فرصت به پایان خواهد رسید! آری اینگونه استکه هر لحظه غنیمتی است مرگ تنها برای کسانی زیباست که٫ زیبا زندگی کرده اند ! از زندگی نهراسیده اند ٫ شهامت زندگی کردن را داشته اند٫ کسانی که عشق ورزیده اند ٫ دست افشانده اند٫ و زندگی را جشن گرفته اند٫ پس٫ هر لحظه را به گونه ای زندگی کن که گویی واپسین لحظه است و کسی چه می داند ؟ شاید آخرین لحظه باشد سلام دوستان من ! و به راستی شهدا به معنای واقعی زندگی کرده اند هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم راستی رها اسم ادبی من هست ولی چون بعضی دوستانم هم اسمشان زهراست من در کنار اسمم نام ادبی خود را نیز ذکر می کنم یا علی
السلام علیکم یا انصار فاطمه الزهرا عاقد دوباره گفت وکیلم ...پدر نبود ای کاش در جهان ره و رسم سفر نبود گفتند رفته گل...نه ! گلی گم دلش گرفت یعنی که از اجازه ی بابا خبر نبود هجده بهار منتظرش بود و برنگشت آن فصل های سرد که بی درد سر نبود ای کاش نامه یا خبری عطر چفیه ای رویای دخترانه ی او بیشتر نبود عکس پدر مقابل آیینه شمعدان آن روز دور سفره جز چشم تر نبود عاقد دوباره گفت :وکیلم؟ دلش شکست یعنی به قاب عکس امید دگر نبود او گفت با اجازه ی بابا...بله ...بله مردی که غیر آینه ای شعله ور نبود سلام دوستان ببخشید چند وقته مدرسه ها شروع شده و حسابی مشغول کنکور هستیم برام دعا کنید. یا علی
به نام خدای هستی بخش درویشی به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده می شود. پس از اندک زمانی شیطان در می آید و رو به فرشتگان می کند و می گوید : جاسوس می فرستید به جهنم؟! از روزی که این آدم به جهنم آمده مدام در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنمیان را هدایت می کند و عرصه را بر من تنگ کرده است. سخن درویش این چنین بود : با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف به جهنم افتادی شیطان تو را به بهشت بازگرداند راستی ماه رمضان هم تمام شد کم کم غروب ماه خدا دیده می شود صد حیف از این بساط که پرچیده می شود در این بهار رحمت و غفران مغفرت خوشبخت آن کسی سیت که بخشیده می شود عید سعید فطر مبارک التماس دعا
بسم ر ب علی این جزر و مد چیست که تا ماه می رود ؟ دریای درد کیست که در چاه می رود ؟ اینسان که چرخ میگذرد بر مدار شوم بیم خسوف و تیرگی ماه می رود گویی که چرخ بوی خطر را شنیده است یک لحظه مکث کرده به اکراه میرود آبستن عزای عظیمی است کاین چنین آسیمه سر نسیم سحر گاه می رود امشب فرو فتاده مگر ماه از آسمان یا آفتاب روی زمین راه می رود ؟ در کوچه های کوفه صدای عبور کیست؟ گویا دلی به مقصد دلخواه می رود دارد سر شکافتن فرق آفتاب آن سایه ای که در دل شب راه می رود شعر از زنده یاد استاد قیصر امین پور
به نام خدای علی علی کیست؟ همانی که خدا داده به او هستی خود را و هستی خدا کیست به جز حضرت زهرا ... آنشب علی روزه ی خود را با نان و نمک باز کرد.در دلش دلشوره ی عجیبی احساس میکرد. دل آسمانی اش دیگر چشم دیدن آسمان را نداشت. بعد از زهرایش دیگر از هر چه آسمان بود بدش آمد. از جا برخیز علی که آسمانیان مشتاق تواند... ای مرغابی ها ! ای دستگیره! راه علی را نبندید که علی خود مشتاق رفتن است. علی وارد مسجد شد. قاتل خود را دیدکه در گوشه ی مسجد خوابیده است٫اورا بیدار کرد تا علی را به آرزویش برساند. علی به نماز ایستاد...این گواراترین نماز علی بود...وقتی شمشیر بر سر او فرود آمد...فریاد برآورد فزت و رب الکعبه... از آسمان ندا آمد...قتل امیرالمومنین...آری...قرآنی به آسمان پر کشید و خداوند قرآنی دیگر را به زمینیان بخشید. قدر این قرآن ناطق را ندانستند... ای نخلستان ها مژده که دیگر صدای پای کسی شبانه سکوتتان را نخواهد شکست ای کوفه آرام باش که دیگر علی نخواهی دید... ای چاه...دیگر شاهد دردو دل های علی نخواهی بود... ای محراب دیگر کسی مثل علی در تو نماز نخواهد گزارد علی جان! تو شاه بودی و خود را همبازی کودکان یتیم قرار میدادی تو شاه بودی و مشک پیرزن ناتوان را بر دوش میکشیدی ...علی ...علی ...علی... مگر میشود کسی تورا دوست نداشته باشد...مگر نماز بی تو خواندنی است... ای اول مظلوم عالم! امشب به آرزوی خود خواهی رسید...امشب با زهرا و پیامبر دیدار خواهی کرد ...وای علی !با زینب چه میکنی؟؟؟ زینب را به حسین بسپار و حسین را به عباس که او علمدار باوفایی است... خدایا! بود آرزویم بوسه ای از حرم شاه حریم دل بگیرم همین نه....و همان لحظه بمیرم...که آرام شود این دل زارم ...آقا قرارم ...نگارم...همه دار و ندارم این متنو خودم نوشتم .میدونم شایسته ی مولا نیست ولی عجله ای شد توی این شبا خیلی دعا کنید.اگه دلتون بارونی شد واسه این کویر تشنه هم دعا کنید که محتاج دعاتونه...یا علی التماس دعا
السلام علیکم یا انصار امیرالمومنین من به شما جوانان عزیز ٫به شما دختران و پسران بسیجی و مومن ٫از هر قشری هستید عرض میکنم: عزیزان من! کشور مال شما جوان هاست.کشور متعلق به نسل جوان است شما باید این کشور را بسازید.شما باید پایه های مجد و عظمتی را که این انقلاب و دست توانای معمار انقلاب بنا گذاشته است٫حفظ کنیدو بالا ببرید. شما باید با نیروی خود٫با ارادهی بالای خود٫با دانش خود ٫با ایمان خود٫عقب ماندگی های چند ده ساله ی دوران قبل از انقلاب را جبران کنید. در میان جوانان ٫هر کسی که این احساس مسئولیت را٫این علاقه ی به اهداف را ٫همراه با اخلاص در وجود خود حس میکند ٫او بسیجی است. چه در نیروی مقاومت باشد یا نباشد،چه رسما کارت بسیج گرفته باشد ،چه نگرفته باشد. آن کسی که با ایمان است ، آن کسی که دنبال اهداف والاست. آن کسی که حاضر است از وجود خود برای کشورش ،برای اسلامش ،برای نظام اسلامی،برای آحاد نلتش،با وجود خود،با استعداد خود،با جان و تن خود سرمایه گذاری کند،او بسیجی است،در هر کجا که باشد... سخنرانی مقام معظم رهبری در اجتماع بزرگ بسیجیان ۲۹/۷/۱۳۷۹ کریم کاری به جز جود و کرم نداره آقام تو مدینه اس ولی حرم نداره ولادت کریم آل طاها امام حسن مجتبی(ع) بر همه ی شیعیان مبارک التماس۲a
السلام علیکم یا انصار رسول الله به نقل از مادر شهید زین الدین از بچگی یادش داده بودند نماز هایش را اول وقت بخواند ولی خودم هم باورم نمیشد که این طور با روحش آمیخته شود فرمانده ی لشگر که شده بود همین عادتش به بقیه ی رزمنده ها منتقل شد به فرمانده شان که نگاه میکردندو میدیدند نزدیک اذان هر کاری داشته باشد رها میکند و وضو میگیرد آنها هم الگو میگرفتند بعد از شهادتش چهار نفر در چهار شهر مختلف٫خواب دیده بودند که در صحن خانه ی خدا ٫مهدی با لباس احرام رفته روی کعبه ایستاده و انگار همه ی طواف کننده ها را فرماندهی میکند ازش میپرسند: آقا مهدی چی شد که شما اینجا هم فرمانده شدید؟توی خانه ی خدا؟ و مهدی میگوید :(این برای همون نماز های اول وقتیه که توی دنیا خوندم.) برای شادی روح شهدا صلوات
السلام علیکم یا اصفیا الله و اودائه دعا کنید که من ناپدیدتر بشوم که در حضور خدا روسفید تر بشوم بریده های من آن سوی عشق گم شده اند خدا کند که از این هم شهید تر بشوم که ذره های مرا باد با خودش ببرد که بی نهایت باشم ٫مدید تر بشوم به جستجوی من و پاره های من نروید برای گم شده تن پی کفن نروید به مادرم بنویسید جای من خوب است که بی نشان شدن در همین وطن خوب است همیشه مهدی موعود در کنار من است و دست های ابوالفضل سایه سار من است خدا قبول کند اینکه تشنه جان دادم و کربلای جدیدی نشانتان دادم به جستجوی من و پاره های من نروید برای گم شده ی تن پی کفن نروید میان غربت تابوت ها نخواهیدم به زیر سنگ مزار-ای خدا!-نخواهیدم منم و خار بیابان که سنگ قبر من است دعای حضرت زهرا مزید صبر من است خدا که خواست ز دنیا بعید تر بشوم که زیر بارش سرب و اسید تر بشوم خودش به فکر من و تکه های من است دعا کنید از این هم شهید تر بشوم
السلام علیکم یا انصار دین الله صحبت های یه جوان امروزی با شهدا جوان:دیگه وقتشه که برای شهادت لحظه شماری کنم.بذار ببینم چیزی از قلم نیفتاده:تسبیح و انگشترعقیق یا فیروزه٫محاسن٫رفتن به هیئت و سینه زدن٫عطر خوب ٫پلاک. خوب چفیه هم که می انداختم فکر کنم چیزی از قلم نیفتاده. شهدای عزیز منتظر باشید که به زودی یه مهمون براتون میرسه یه کسی مثل خودتون که متاسفانه از قافله شهادت عقب مونده و حالا داره خودشو میرسونه. رفیقان رفته اند نوبت به نوبت خدایا نوبتم کی خواهد آمد.راستی سر خاک شما هم میرفتم دیگه خودتون شاهدید. شهید:خاکی بودند و خاکی پوش ٫ساده بودند و ساده زیست.رضای خدا را در اطاعت پدر و مادر و رضایت آنان می دیدند.در عزای اهل بیت علهم السلام آنچنان سینه می زدند که خواب غفلت را از چشمان سینه شان می ربودند و سرخی سینه شان را نشان تیر دشمن می دادند یعنی که ما سینه سپر کرده ایم تا ولایت باشد اگر چه ما نباشیم تا پرچم اسلام برافراشته گردد اگرچه خون ما بریزد.عطر شهید بوی اخلاص میدهد و نفسش تسبیح میکندو کارش شناخت وظیفه استو عمل به آن و پلاکش در گمنامی جا مانده است جوان:ای بابا ! تو هم که فقط بلدی لفظ قلم حرف بزنی. بابا خاکی باش٫زیر دیپلم صحبت کن.تازه کی گفته شهدا اینجوری که تو میگی همشون آدمای سر به زیر و این همه متدین بودند. خودم چند تا رو میشناسم که اصلا اینجوری نبودند.همین پسر....... شهید:برای خدا باش خدا برای تو خواهد بود. اینگونه شدند٫راه یافتند٫عمل خالص کردند از خویشتن گذشته و خدایی شدند. جوان:به هر حال من نمیدونم٫به حرفای تو هم کاری ندارم.بذار به حال خودم با بقیه ی شهدا مناجات کنم :شهادت قسمت ما میشد ای کاش...... شهید:گوش بسپار صدای هل من ناصر ینصرنی را میشنوی؟ جوان:آقا رو مگه اینجا کربلاست؟ شهید:کل یوم عاشورا کل ارض کربلا.هیچ کس را تا به بلای کربلا نیاز از دنیا نخواهد برد. جوان:ای بابا دوباره که شروع کردی ٫مگه الان وقت روضه خوندنه.این حرفای تو به درد smsمیخوره. دوباره بگو (هیچ کس...)بفرستم برای بچه ها. شهید:باب جهاد اصغر بسته شد ولی باب جهاد اکبر باز است و شهید پیروز جهاد اکبر است و کشته ی جهاد اصغر و مصداق (موتوا قبل ان تموتوا) و تو شکست خورده ی جهاد اکبر. نفس تو در جنگ بر تو غالب شد و تو را کشت و شهید نفسش را در جهاد اکبر کشته بود. چگونه میخواهی به وجهه خدا نظر کنی حال آنکه صدای حسین زمانت را نمیشنوی. سالهاست صدای این فرزند زهرا (س)به گوش میرسد و تو فقط عکسش را قاب کرده ای و هر سال آن را عوض میکنی تا شاهد خستگی اش باشی. جوان: دیگه داری حوصله ام رو سر میبری. هر چی گفتی چیزی نگفتم اما دیگه طاقت بی احترامی به آقا رو ندارم. التماس دعا
بسم رب عشق نوشته ای از شهید احمدرضا احدی دیگر نمی خواهم زنده بمانم.من محتاج توام ! خدایا ! بگو ببارد باران ٫ که کویر شوره زار قلبم سالهاست که سترون مانده است من دیگر طاقت دوری از باران را ندارم. خدایا!دیگر طاقت ماندن ندارم. بگذار این خشکزار وجودم ٫این مرده قلب من دیگر نباشد بگذار این دیدگان دیگر نبینند٫ بس است هر چه دیده اند بگذار این گوشهای صم دیگر نشنوند٫ بس است هر چه شنیده اند بگذار این دست و پا ها حرکت نکنند٫ بس است هر چه جنبیده اند. خدایا! دوست دارم تنهای تنها بیایم٫دور از هر کثرتی دوست دارم گمنام گمنام بیایم٫ دور از هر هویتی خدایا! اگر بگویی لیاقت نداری خواهم گفت :لیاقت کدامیک از نعمت های تو را داشته ام؟ خدایا ! دوست دارم سوختن را ٫فنا شدن را التماس ۲a
|
About
شهریور 1388 (6) مهر 1388 (2) آبان 1388 (1) دی 1388 (1) Links
راه عشق |